تبليغاتX
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
    

جوانان اهل سنت شهرستان خوافwww.Abuomar-khaf.blogfa.comاللّه اکبراللّه اکبر
جوانان اهل سنت شهرستان خوافاین وبلاگ نتیجه تلاش جوانان اهل سنت شهرستان محروم ومرزی خواف می باشد

 

منادی شیطان

منادی شیطان

از حضرت ابو امامه باهلی (رض ) روایت شده که رسول الله (ص) فرمود :  

وقتی شیطان خواست برروی زمین بیاید به خداوند عرض نمود : 

ای بار الها ! تو مرا به سوی زمین می فرستی ومرا رانده ی درگاهت می نمایی ُ برای من پناهگاهی مقرر بفرما . 

خداوند فرمود : منزل تو حمام است

شیطان گفت : برای من نشستگاهی معین بفرما . 

خداوند فرمود : بازارها وراهها نشستگاههای تو می باشند

شیطان گفت :ترتیب غذاهایم را بده . 

خداوند فرمود : غذایت هر آن چیزی است که نام خدا بر آن گرفته نشود

شیطان گفت : برایم نوشیدنی هم مقرر بفرما . 

خداوند فرمود : هرچیز نشه آور ُ نوشیدنی تو است

شیطان گفت : برایم وسیله ای مقرربفرما تا مردم را بسویم دعوت بدهم . 

خداوند فرمود : موسیقی وابزارش منادیان تو هستند

شیطان گفت : برایم چیزی مقرر کن تا باربار خوانده شوم . 

خداوندفرمود :شعرهای زشت ُ قرآن تو می باشند

شیطان گفت : توان نوشتن چیزی عنایت بفرما . 

خداوند فرمود : نشان درست کردن برجسم ُ نوشتن تو می باشند

شیطان گفت : برایم سخن هم مقرر فرما . 

خداوند فرمود : دروغ گفتن کلام تو می باشد

شیطان گفت برایم دامی درست کن . 

خداوند فرمود : زنان دام تو هستند .


چهارشنبه 7 بهمن1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

سجده فرمان خداوند بخشنده مهربان

کشف راز علمی سجده

بدن شما به طور روزانه مقدار زيادي امواج الكترومغناطيس دريافت ميكند.

شما امواج الكترو مغناطيس را از طريق تجهيزات الكتريكي كه استفاده مي كنيد و نمي توانيد كنار هم بگذاريد دريافت مي كنيد.

همچنين از طريق لامپهاي روشن كه حتي براي يكساعت هم خاموش نمي شود.

شما منبعي هستيد كه مقدار زيادي امواج الكترومغناطيس دريافت مي كنيد.به عبارت ديگر شما با امواج الكترومغناطيس شارژ مي شويد بدون اينكه بفهميد!

سردرد دارید! احساس ناراحتي مي كنيد!                     تنبلي در كار و درد در مكان هاي مختلف!

اين را فراموش نكنيد وقتي بعضي از اين علايم را احساس كرديد!

راه حل همه اينها چيست!!؟؟

يك دانشمند غير مسلمان (از اروپا) تحقيقاتي را شامل يافتن بهترين روش براي خارج كردن امواج الكترومغناطيسي كه به بدن آسيب مي رساند را انجام داده است.

با گذاشتن پيشاني تان بيشتر از يك بار بر زمين، زمين امواج الكترومغناطيس مضر را تخليه خواهد كرد!اين شبيه اتصال زمین(eart)ساختمانهايي است كه احتمال برخورد سيگنالهاي الكتريكي (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طريق زمين تخليه شود.

بنابراين سر را بر خاك بگذاريد تا امواج الكتريكي مثبت تخليه شود!

آنچه اين تحقيق را بيشتر شگفت انگيز مي كند:

بهتر است كه پيشاني تان را بر خاك بگذاريد!

و آنچه شگفت انگيزتر است اينكه:

بهترين راه كه پيشاني تان را بر خاك بگذاريد حالتي است كه رو به مركز زمين باشيد چرا كه در اين حالت امواج الكترومغناطيس بهتر تخليه خواهد شد.

و بيشتر تعجب خواهيد كرد وقتي بدانيد بر اساس اصول علمي ثابت شده كه مكه مركز زمين است.

و كعبه درست مركز زمين است!

بنابراين سجده در نمازتان:

بهترين راه براي تخليه سيگنالهاي مضر از بدن است !

اين همچنين كمال مطلوب براي نزديكي به قادر مطلق است، او كه جهان را اينگونه خلاق آفريد !

قادر متعال همواره از ما چيزي را مي خواهد انجام دهيم كه براي خودمان مفيد و سودمند است!

موضوعاتي وجود دارد كه دليلي انجام قطعي آن نمي دانيم؛ اما دير يا زود ممكن است شما دليلش را پيدا كنيد!

در هر حال شما بايد به خداوند متعال ايمان داشته باشيد و بدانيد هرآنچه براي او انجام مي دهيد بهترين براي شماست!

ما به خاك نمي افتيم تا امواج الكترومغناطيس تخليه شود، بلكه براي اطاعت خداي قادر متعال سجده مي كنيم!ما به فرمان خدا اعتقاد داريم كه هميشه در آن معرفتي است! ايمان ما بخاطر آفريننده است! او همه چيز را مي داند!

اما،از آنجا كه دليل علمي وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام مي دهند را ببينند؛ اين براي همه خوب است!

پس هر فرمانی که از طرف خداوند متعال برای بندگان داده شده درآن حکمتی برای آدمی نیز می باشد.


سه شنبه 17 آذر1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

خواهرم بخوان تا فریبت ندهند

خواهرم بخوان تا فریبت ندهند

ای خواهر مسلمان:
این روزها دست ناپاک فریبکاری به سویت دراز شده، تا تو را از قله کرامت و آسمان مجد و شرف به حضیض کشیده و از دائره خوشبختی برون راند، و پیش از آن که این دست مجرم و ستمکار به هدف شوم خود رسد آن را کوتاه کن، و این نفس ناپاک و شرارت باز که برای گمراه‌کردن و برون‌راندنت از بهشت عفت و حجاب قیام کرده را لعنت کرده و به خداوند پناه ببر، زیرا این همان نفسی است که می‌خواهد تو را به بینوایی و نگونبختی دنیا و آخرت سوق دهد.

ای خواهر مسلمان:
توطئه بزرگی برای مسخ‌کردنت و بازی با جسم و شرفت براه افتاده است، به خود آی و از شر این نیرنگ شوم به پروردگارت پناه جسته و از وی حمایت جوی، زیرا فقط خداوند است که می‌تواند ترا نجات دهد.

ای خواهر مسلمان:
قلب‌های سیاه و پلید و آکنده از زشتی و شرارت حقد و کینه بزرگی را برای تو و دین و میهن و عزت و شرف و نیاکانت در سینه دارند، و از میان آنها کسانی هستند از خود ما و ..........

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
یکشنبه 15 آذر1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

انتخابی از روی اختیار!

انتخابی از روی اختیار!

اشاره: در عصر حاضر که جهان از نظر ارتباطات به دهکده کوچکی تبدیل شده است، راههای مختلفی برای تبلیغ دین اسلام وجود دارد. اینترنت یکی از وسائل ارتباطی است که در این راستا می‌توان از آن به نحو احسن استفاده نمود. هر چند در بادی امر چگونگی تحقق این مسأله برای مردمی که با اینترنت سر و کار ندارند دور از ذهن به نظر می‌رسد، اما غیر ممکن نیست. این را از سرگذشتهای تازه مسلمانانی که بدین وسیله توانسته‌اند به دین اسلام مشرف شوند، می‌توان فهمید. ذیلاً نامۀ اینترنتی  یکی از خواهرانی را که در سن 21 سالگی به دین اسلام مشرف شده و شرح اسلام خویش را در آن بیان کرده است، برای شما بازگو می‌کنیم...

در ابتدا بگویم چیزی که من الان به آن رسیده‌ام بر گرفته از یک حالت اهمال و بی مبالاتی است. داستان زندگی من از زمانی شروع می‌شود که هنوز به دنیا نیامده بودم، ........

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
یکشنبه 15 آذر1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

ای تارک نماز!!

ای تارک نماز!!

اي تارك نماز !! چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همه پل هاي بين من و خود را خراب كرده اي؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟... و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟...
اي تارك نماز !! فكر مي كني كه هستي؟
آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بي نياز مي داني كه از سجده براي او خودداري مي كني؟
آيا غرور و تكبر تو را به آنجا رسانده كه از ايستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا مي كني؟

بقیه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
یکشنبه 15 آذر1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

توبه وبازگشت بسوی حقیقت اما در محل رقاصی ؟؟!!!!

توبه وبازگشت بسوی حقیقت اما در محل رقاصی ؟؟!!!!

وقتي وارد يكي از مساجد شهر حلب شدم، جواني را ديدم كه با خشوع و خضوع تمام نماز مي خواند، قبلا او را مي شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه شده كه فاسد ترين جوانان، كسي كه بد مستي مي كرد و مشغول فحشا و انواع فساد بود و به علت اينكه پدر و مادرش را اذيت مي كرد او را از خانه بيرون رانده بودند، اكنون به مسجد آمده و با خلوص و ايمان نماز مي خواند؟ به او نزديك شدم گفتم: شما فلاني هستيد؟ گفت بلي، گفتم خدا را شكر گزارم كه به راه راست رهنمون شده اي بگو ببينم خداوند چگونه تو را هدايت فرمود؟ گفت: خداوند ما را به وسيله يك عالم ديني كه در محل تئاتر و رقص براي ما وعظ و سخنراني كرد، هدايت كرد. با تعجب گفتم: وعظ و سخنراني و هدايت در محل رقاصي؟! گفت: بلي... در محل رقاصي! ادامه داد: در محل ما مسجد كوچكي بود كه يك شيخ مسن امام جماعت آن بود، روزي اين شيخ رو به نمازگزاران مي كند و مي پرسد: مردم كجا هستند؟ چرا قشر جوان به مسجد نمي آيند و اصلا راه آن را نمي شناسند؟! نمازگزاران در جواب مي گويند كه آنان به محل هاي سرگرمي و رقاصي مي روند.  شيخ مي گويد: محل سرگرمي و رقاصي يعني چه؟! يكي از نمازگزاران توضيح مي دهد، محل رقاصي سالن بزرگي است كه صحن بزرگي از چوب دارد و دخترهاي جوان نيمه عريان و يا كاملا لخت در آنجا مي رقصند و مردم هم روبروي صحن مي نشينند و رقاصه ها را تماشا مي كنند. شيخ مي پرسد: آيا كساني كه به تماشا مي نشينند مسلمان هستند؟ مي گويند بلي...

شيخ لا حول و لا قوة الا بالله گويان مردم را تشويق مي كند كه با او به سالن رقص بروند و آنهايي را كه آنجا هستند، ارشاد كنند. مردم اعتراض مي كنند: اي شيخ مي خواهي در محل رقص آنان را وعظ و اندرز دهي؟ و برايشان سخنراني كني؟! مي گويد: بلي... هرچه سعي مي كنند تا او را از تصميمش منصرف سازند و ياد آور مي شوند كه ممكن است با توهين و استهزا و ناراحتي روبرو شود، روحاني قبول نمي كند و مي گويد: مگر ما از محمد مصطفي ـ صلي الله عليه و سلم ـ بهتر و محترمتر هستيم كه براي دين با آن همه توهين و استهزاء و ناراحتي روبرو شد؟! سرانجام شيخ بزرگوار از يكي از نمازگزاران مي خواهد محل رقص را به او نشان بدهد. وقتي به سالن رقص مي رسند، صاحب سالن از آنان مي پرسد كه چه مي خواهند! شيخ مي گويد: مي خواهم كساني را كه در سالن رقص هستند نصيحت كنم، مدير سالن تعجب مي كند و با حالت تمسخر به آنان خيره مي شود و اجازه نمي دهد كه داخل سالن شوند، ولي اين مرد خدا دست بردار نمي شود، و با خواهش و تمنا معادل درآمد يك روز سالن را به صاحب آن مي دهد و او را راضي مي كند. مدير سالن اجازه مي دهد روز بعد، بعد از تمام شدن رقص و نمايش بيايد و موعظه كند. آن جوان گفت: من آن روز به سالن رقص رفتم؛ يكي از دخترها به روي صحنه آمد، و شروع به رقصيدن كرد، وقتي رقصش تمام شد، پرده را كشيدند. پس از چند لحظه مجددا پرده ها از روي صحنه كنار كشيده شدند، ناگاه ديديم پيرمرد موقر و با شخصيتي بر صندلي نشسته و بر صحن نمايش ظاهر گرديد، اول بسم الله و الحمدالله و صلواة و سلام بر پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ خواند و سپس شروع به وعظ و نصيحت مردم كرد، مردم متحير و بهت زده بودند، ‌ابتدا خيال كردند كه آن هم يك نمايش فكاهي است اما وقتي فهميدند كه حقيقتا با يك عالم ديني كه آنان را نصيحت مي كند و از كارهاي ناپسند بر حذرشان مي دارد روبرو هستند، شروع به توهين و استهزا كردند؛ با صداي بلند مي خنديدند ولي او اصلا توجه نمي كرد و به نصيحت و موعظه خود ادامه مي داد تا اينكه يكي از حاضران در سالن بلند شد و مردم را به آرامش و سكوت دعوت كرد و گفت: چند لحظه ساكت باشيد، ببينيم چه مي گويد.  مردم آرام گرفتند و سكوت بر سالن حكمفرما شد، تا جايي كه غير از صداي شيخ صداي ديگري نمي آمد؛ چيزهايي گفت كه ما قبلا آنها را نشنيده بوديم، چند آيه از قرآن و چند حديث پيامبر را بيان نمود و توبه چند نفر را كه قبلا در انحراف بوده و بعد از توبه به مقامهاي عالي تقوا رسيده بودند نقل كرد و گفت: اي مردم شما روزهاي زيادي را پشت سر

گذاشته ايد در حالي كه دامن خود را به فساد و گناه آلوده كرده ايد. آيا مي دانيد. آيا مي دانيد كه لذت گناهان شما با شما باقي نمانده است، ولي يكايك آنها چون خال سياه و نقطه ننگ و بدبختي در نامه عمل و پيشاني شما باقي است و در روز قيامت در پيشگاه عدالت الهي محاكمه مي شويد؟! بدانيد آن روز فرا مي رسد كه به جز خدا همه چيز از بين مي رود. اي مردم! آيا مي دانيد كه اين اعمال و رفتار، شما را به بدبختي مي كشاند؟! خوب مي دانيد كه در برابر آتش دنيا قدرت و تاب مقاومت نداريد در حالي كه آتش دنيا هفتاد برابر كم حرارت تر از آتش دوزخ است، پس چگونه مي توانيد در آتش دوزخ بمانيد و آن را تحمل كنيد؟! در رحمت خداوند به روي توبه كنندگان باز است. هرچه زودتر توبه كنيد و به سوي خدا بازگرديد، تا فرصتي باقي است خود را از عذاب جهنم نجات دهيد. مردم به گريه افتادند؛ شيخ از سالن خارج شده و تمام حاضرين نيز با او بيرون رفتند و همه در حضور آن شيخ توبه كردند و به سوي خدا بازگشتند، حتي صاحب سالن نيز توبه كرد و از گذشته خود پشيمان گرديد.


شنبه 30 آبان1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

زلزله و وظيفه ما در قبال آن

زلزله و وظيفه ما در قبال آن

 

مطلبي را كه در پيش روي داريد جواب سؤالي است كه يكي از برادران الجزايري از سايت اسلام اون لاين در مورد زياد شدن زلزله ها و وظيفه اي كه ما در قبال اين مسئله داريم نموده است. محمد- الجزائر سؤال: زياد شدن زلزله به خاطر چيست؟ و وظيفه ما در قبال آن چه مي باشد؟

جواب دهندگان : مجموعه اي ازفتوادهندگان

بسم الله و الحمد لله و الصلاه و السلام علي رسول الله و بعد...

 زيادي زلزله ها و حوادث ناگهاني وسيله اي جهت انتقام از كساني است كه نسبت به نعمتهاي خداوند كفر ورزيده و ناسپاسي نموده اند ،همانند طوفان قوم نوح و تندبادهاي قوم عاد. در واقع اين بلايا به منزله امتحاني مي باشد كه مؤمن صادق را از غير صادق جدا مي كند. پس شايسته است كه شخص مؤمن هنگام مشاهده اين نشانه های کنونی به سوي توبه و زيادي ذكر، استغفار و صدقه بشتابد.

 استاد دكتر زغلول نجار مي گويد: تمامي حوادث كنوني مانند زلزله ها ، آتشفشانها و تند بادها لشكريان خداوندند كه براي عقاب گناهكاران، امتحان صالحان و عبرت بازماندگان مسخّر گشته اند و فهم ما نسبت به علمي بودن اين حوادث سبب اين نمي شود كه گمان كنيم اين حوادث صرفا طبيعي بوده 

  مراجعه به ادامه مطلب



ادامه مطلب
شنبه 30 آبان1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

داستان اسلام آوردن دو زن ویک مرد

داستان ایمان آوردن:

*1* یورباناتونی یا لیلی  *2*  پولی کریستوفر یا محمد  *3* لینا یا خدیجه

اشاره: در عصری که غرب برای تخریب چهره اسلام از هیچ کوششی فروگزار نمی‌کند، و همواره اسلام را دینی مرتجع و تروریستی معرفی می‌کند، بسیاری از غربیان را می‌بینیم که ازروی فهم و علاقه و خرسندی کامل به دین اسلام روی می‌آورند، وآن را دین صلح ومحبت می‌نامند. مرکز اعلان اسلام برای خارجیان که چند ماهی است در دانشگاه الازهر تأسیس شده است و شیخ فرحات المنجی بر آن نظارت دارد، شاهد اسلام آوردن عدۀ زیادی از خارجیانی است که با علاقۀ فراوان اسلام را دین فطرت می‌نامند، و معتقدند که اسلام بر تعاون بین ملتها تأکید می‌ورزد و چیزی است که انسان را از پستی و رذالت به عالی‌ترین درجات انسانیت سوق می‌دهد.



ادامه مطلب
جمعه 15 آبان1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

براساس سرگذشت نفر دوم کلیسای کاتولیک در غنا

براساس سرگذشت نفر دوم کلیسای کاتولیک در غنا

او را هنگامی که کودکی بیش نبوده به اردوگاههای خود بردند. در آنجا به او لباس پوشاندند واجازه دادند در مدارس خودشان به تحصیل بپردازد. بعد از مدتی او را در تحصیل باهوش یافتند به همین خاطر در تریبتش کوشش به خرج دادند، او نیز توانست جواب اعتمادهای آنان را به خوبی بدهد به طوری که به عالی‌ترین مدارج تحصیلی رسید. مبلغین مسیحی از ابتدا روی او حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. بعدها او نیز به یک مبلغ تمام عیار تبدیل شد که با بیان شیوای خویش و تطمیع مسلمانان فقیر آنها را جذب مسیحیت می‌کرد. او در این راه به موفقیتهای بسیاری دست یافت وتوانست پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری بپیماید و به مقام دوم کلیسا پس از کشیش اعظم در کشور «غنا» دست یابد. بعد از اینکه به موازات تعالیمی که از مبلغین مسیحی دریافت کرده بود توانسته بود زندگی مرفهی را برای خود و خانواده‌اش به هم بزند، روزی از خود می‌پرسد: «فقر و گرسنگی مرا به سوی مسیحیت کشاند، پس عامل دیگری که مرا مجذوب این دین کرده باشد وجود ندارد. بلکه این فقر و نداری بود که مرا بسوی این دین کشاند. چرا بعد از این همه سال من اطمینان قلبی ندارم؟ چرا همواره از زندگی پس از مرگ نگرانم؟ بعد از مرگ سرنوشت من به کجا می‌انجامد؟»

به ادامه مطلب توجه شود



ادامه مطلب
جمعه 15 آبان1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

جناب شيخ! لطفا من را بزن!

لطفا من را بزن!

جناب شيخ! لطفا من را بزن!

 پس از پایان سخنرانی جوانی نزدم آمد و گفت: جناب شیخ می خواهم با شما صحبت کنم. گفتم با کمال میل. گفت: من تحت تاثیر حرف های شما قرار گرفته ام و به خدا جز توبه تصمیم دیگری ندارم. گفتم: تصمیم  درستی گرفته ای. به بخشش الله و به خیر او امیدوار باش.. درحین صحبتم با او درباره ی فضیلت توبه متوجه شدم که نگاهش ناگهان بسوی زمین متوجه می شود . دوباره به من نگاه می کند. سپس به من گفت: شیخ! می شه من رو برنی؟با تعجب گفتم: بله؟! گفت: می شه من رو بزنی؟ گفتم: جدی می گویی؟ گفت: بله. جدی می گم. گفتم: چرا؟ گفت:الان که دارم با شما حرف می زنم مست هستم. سعی می کنم حواسم رو جمع کنم اما عقلم تحت کنترل خودم نیست. به خدا من به دنبال خیر هستم، خواهش می کنم توی سرم بزن تا حواسم بیاید سر جایش! تعجب کردم... این اولین باری که توی چنین موقعیتی قرار می گرفتم... گفتم: چند سال داری؟ گفت: 18 سال گفتم: فقط 18 سالت هست و گرفتار الکل هستی؟! اگر پدرت از این مساله باخبر شود چه خواهی کرد؟ گفت: خدواند پدرم را هدایت کند. و چیزی نگفت. گفتم: چرا؟ گفت: چون پدرم شرب خمر را یادم داده!  گفتم: پدرت مشروب خور است؟ گفت: بله، همینطور برادرم و عموهایم. من هم مدتهاست گرفتارم. ادامه داد: تعجب خواهی کرد اگر بگویم تنها انسان صالح توی خانواده ی ما مادرم است. الان حدود 30 سال است که مادرم با پدرم زندگی می کند و پدرم و همه ی خانواده اینطور هستند. پدرم ما را به کشورهای دیگر می برد و پیش می آمد که ما را با خود به رقاصخانه ها می برد و مادرم را هم مجبور می کرد که همراه ما بیاید... مادرم تویی آن محل فساد فقط سرش را زیر می انداخت و می گفت: سبحان الله... الحمدلله... لا اله الا الله... الله اکبر... تا اینکه برمی گشتیم. میخواهم توبه کنم شاید خداوند چشمان مادرم را به توبه ی من روشن کند... گفتم: جز مشروب خوری، مشکل دیگری هم داری؟ او هم گناهان بزرگ دیگری را نام برد... بهش گفتم: نماز هم می خوانی؟ گفت: نه، چهار سال می شود نماز را ترک کرده ام. فقط توی مدرسه گاهی نماز می خوانم، آن هم بدون وضو! گفتم:عجیب است! چهار سال بدون نماز؟ انجام این گناهان با ترک نماز خیلی طبیعی است. پروردگار می گوید: «نماز از فحشا و منکر باز می دارد» (سوره ی عنکبوت:45) به او گفتم: اگر جدی هستی شروع به نماز خواندن کن، همینطور دست از نوشیدن مشروب بردار و همه ی فواحش را ترک کن. اگر واقعا جدی هستی بعد از یک هفته خواهم دیدت... بعد از یک هفته به دیدنم آمد. گفتم چه کار کردی؟ گفت: قسم به خدا که حتی یک نماز را ترک نکرده‌ام و نه حتی یک جرعه مشروب به دهانم نزدیک نکرده ام... گفتم: حتما دوستانت را عوض کن. مطمئن باش خداوند به جای آنها دوستان خوبی به تو خواهد داد. یک هفته بعد باز بیا پیش من. دفعه ی بعد که او را دیدم گفت: مژده بده شیخ! دوستان قدیمی را رها کردم. همینطور از گوش دادن ترانه های بی معنی دست کشیده ام. الان هم روزی حداقل یک جزء کلام الله را می خوانم و همینطور نمازهای سنت را هم می خوانم و هر عمل خیری که از دستم بربیاید بین خودم و خدایم انجام می دهم. الان احساس می کنم در سعادت و خوشبختی بزرگی سیر می کنم. سعادتی که دنیا به اندازه ی آن ارزش ندارد و جز در طاعت پروردگارم جای دیگری آن را پیدا نخواهم کرد. با خودم گفتم: سبحان الله! رحمت پروردگار چه بزرگ است... تا قبل از یک ماه همین جوان در حال مستی با من حرف می زد و الان نماز تهجدش هم ترک نمی شود و نور ایمان از صورتش نمایان است!...

 


پنجشنبه 14 آبان1388 |
 

        عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف                                                       عکس از مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف

ابوعمر

این وبلاگ اصل دست رنج جوانان غیور شهرستان خواف می باشد
<-ایمیل->

موضوعات

داستانهای تازه مسلمان ها

داستان های واقعی دلاورمردی ها

اخبار اجتماعی سیاسی مذهبی

آنچه باید جوانان بدانند

آنچه همه باید بدانند

رمضان

زندگینامه اصحاب ویاران پیامبر (ص)

برای دیدن کلیه مطالب ارسال شده به لیست موضوعات مراجعه فرمائید.

پيوندهاي روزانه

اهل سنت خواف

وبلاگ دیگر خواف

مطالب اخير

منادی شیطان

سجده فرمان خداوند بخشنده مهربان

خواهرم بخوان تا فریبت ندهند

انتخابی از روی اختیار!

ای تارک نماز!!

توبه وبازگشت بسوی حقیقت اما در محل رقاصی ؟؟!!!!

زلزله و وظيفه ما در قبال آن

داستان اسلام آوردن دو زن ویک مرد

براساس سرگذشت نفر دوم کلیسای کاتولیک در غنا

جناب شيخ! لطفا من را بزن!

 

آرشيو مطالب

بهمن 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

دی 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

 
 

پيوند ها

بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت

اهل سنت شهر خواف

پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه احناف خواف

جماعت تبلیغ

عقيده و جهاد

اسلام اصیل کتاب چرا سنی شدم

اسلام اصیل دنباله کتاب چرا سنی شدم

اسلام ناب محمدی پیامدهای صیغه

شیران اسلام

عشق اصحاب رسول الله

بیداری اسلامی

خاطرات روزانه ابوعمار

مجله ندای اسلام

اهل سنت- كتب دینی و مذهبی- مقالات مذهبی- مکتب قرآن

کتاب های اهل سنت

جمعیت جوانان اهل سنت ایران

اهل سنت دیار سلمان

کتابخانه اهل سنت

لینک باکس اهل سنت

کتاب خدا وسنت رسول خدا

پلیس وبلاگ های اهل سنت

درجستجوی حقیقت

وقایع ایران اهل سنت

اخبار اهل سنت ایران وجهان

ما سلفي هستيم ، نه وهابی و نه تکفیری

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خاطرات روزانه ابوعمار

نوشته ها وترجمه های ابوعامر

خبرگزاری دانشجویان اهلسنت

...دوستدار مجاهدین جندالله ایران

جدیدترین های اسلام

سایت ها و وبلاگ های یاد شده به معنی تایید مطالبشان نمی باشد.

امکانات جانبی

RSS 2.0