تبليغاتX
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
این وبلاگ نتیجه تلاش جوانان اهل سنت شهرستان محروم ومرزی خواف می باشد
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 خرداد1387 توسط ابوعمر |

یک خبر مهم

طبق اخبار موثق علمای بزرگ اهل سنت بر نکات ذیل توافق نموده اند:
۱ـ هر کسی به ساحت مقدس یاران پیامبر بخصوص خلفای راشیدین و بخصوص حضرت عمر اسائه ادب کند بدون شک کافر به حساب می آید.
۲- هر کسی را هر جا دیدید که دارد به مقدسات اهانت می کند اعم از اینکه اهانت لفظی یا روی ماشینش لعن بر یاران پیامبر نوشته به هر شکلی که می توانید او را متنبه و یا مورد حمله قرار دهید.
۳- هر نوع همکاری با نیروهای مسلح حکومت ممنوع و سبب خروج از اسلام تلقی می شود.
۴- به علمایی که به نوعی با حکومت همکاری می کنند هشدار بدهید و با آنها بحث کنید تا بفهمند مردم از عملکردشان ناراضی هستند. بعدا در مورد کسانیکه واقعا دین فروشی کرده اند تصمیم گیری خواهد شد.
در شرایطی که طرف مقابل خودش عهد شکنی نموده و راه اهانت و توهین را در پیش گرفته و علمای اسلام را به زندان انداخته همکاری با آن ناجوانمردان هیچ توجیحی نمی تواند داشته باشد.
ولینصرن الله من ینصره جامعه روحانیت اهل سنت ایران

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 خرداد1387 توسط ابوعمر |

در جستجوي شجاع حقيقي

       درست است كه بعضي مردم قهرمانان كشتي گيري، و بعضي مشت زنان روي توشك،‌ و بعضي مارگيران جنگل و بعضي خلبانان فضانورد و بعضي جنگجويان و شمشيرزنان و ديگراني را شجاع مي نامند و مي پندارند شجاعت همين است ، اما شجاع حقيقي هيچكدام اينها نيست شجاع حقيقي ممكن است يك پسر بچه باشد، يك دختر 10-15 ساله باشد، يك زن خانه دار باشد يك مرد  بي سواد باشد ، كما اينكه ممكن است يك تحصيل كرده باشد ممكن است يك استاد دانشگاه باشد ممكن است يك رئيس جمهور باشد.

بيائيم در تاريخ بررسي كنيم كه واقعاً شجاع حقيقي كيست؟ از آنجايي كه در خو و سرشت انسان، خود خواهي و آزادمنشي نهاده شده همواره هر فرد جامعه بشري خودش را از همنوعانش برتر و بهتر مي داند، حتي در ميان حيوانات عنصر غرور و خود خواهي بسيار نقش دارد لذا مي گويند « قانون جنگل» يعني هر كس زور داشته باشد خواستة خودش را بر ديگران تحميل مي كند پس خود بزرگ بيني يك خوي همگاني و يكي از وجوهات مشترك بين عموم طبقات حيواني (ناطق و غير ناطق) و بطور خصوص در ميان جامعه انساني (حيوان ناطق) است.

مثلاً شيطان چرا رانده شد كه اينك هر يك از ما مسلمانان از شر شيطان رانده شده به خدا پناه مي جويد؟مگر نه اينكه او يك عابد و بندة مقرب خداوند بود؟ طبعاً چنين بود اما بر اثر يك ژست غرور انگيز و سرپيچي از يك فرمان الهي از كجا به كجا سقوط كرد شيطان كه از سجده به بارگاه خداوند انكاري نداشت، اما يك آزمايش كوچك ولي در عين حال بسيار بزرگ، سر نوشت او را و بلكه سرنوشت بشريت را عوض كرد؛ زيرا او در اين امتحان كوچك ناموفق ماند، امتحان از نماز و روزه و حج و سجده و ركوع و تسبيح نبود امتحان از پذيرش و عدم پذيرش امر و نهي خداوندي هم نبود، او كه پذيرفته بود و همواره مي پذيرفت؛ امتحان از نفس بود، جايي كه صحبت از نفس مي شود يعني “من” خيلي مسئله دشوار است بقول بعضي علماي تزكيه نفس (نگفتيم عرفاء زيرا كه اطلاق اصطلاح عرفان و عارف و عرفاء جاي بحث دارد) :

از جمله بيماري هاي خطرناكي كه انسان از آن رنج مي برد يكي حب جاه  يعني همين شهرت طلبي و غرور و خود خواهي و خود بزرگ بيني است كه چه بسا بعضي خداي نكرده حاضرند آخرت خود شان را خراب كنند، اما حاضر نيستند كوچك شوند.گرچه در حقيقت حق را پذيرفتن بزرگ شدن است ، سلمان و بلال برده چگونه بزرگ شدند! و فرعون و ابو لهب و ابوجهل چگونه كوچك شدند!

عموما تاريخ اسلام بويژه از آغاز بعثت تا وفات رسول بزرگوار اسلام صلي الله عليه واله وسلم يكي از بهترين و مؤثرترين اساليب تربيت اسلامي است كه قضاياي مشهور و ملموس بقدري گيراست كه سخت ترين و سنگدل ترين انسانها نيز چاره اي جز تسليم و پذيرش در برابر عظمت و بزرگواري آن مردان بزرگ و تاريخ ساز ندارند.

صداقت و شجاعت و صاف دلي و يكرنگي آنان وقتي با ايمان و تقوا همراه مي شود از بردگان بظاهر حقير و بي شخصيت، مردان بزرگي مي سازد كه تاريخ تا بي نهايت از آنان بعنوان بهترين نمونه هاي تاريخ بشري ياد مي كند ،‌ البته ما در قرآن كريم و تاريخ و اديان توحيدي قبل از اسلام هم نمونه هايي از اينگونه قهرمانان داريم مثلاً  :

) وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِين ( (القصص:20).

اين مرد معمولي نيست ، در داستان اُخدود آن پسر نوجوان چه تاريخي ساخت؟! همسر فرعون چه تاريخي ساخت؟! اصحاب كهف چه تاريخي رقم زدند؟! اينها از شجاع ترين نمونه هاي تاريخ بشري هستند ، در همه نمونه هايي كه تا كنون به آنها اشاره كرديم رمز شجاعت يك چيز است و آن جرأت و شهامت انتخاب عقيده و انديشه آنهم عقيده و انديشه اي كه مخالف جو عمومي و دين دولتي و دين قوم و قبيله و شهر باشد، ‌اگر اين دين و عقيده همگاني بود كه شهامتي لازم نبود و امتيازي نداشت، جرأت و شهامت اينجا لازم است كه دولت و كشور و شهر و قبيله و خانواده و حتي همسر و فرزند، دين و عقيده و انديشه تقليدي و دولتي دارند،‌ همه تا چشم باز كرده اند  خود را در چنين محيط و در آغوش چنين عقيده و انديشه اي يافته اند ؛ و آنچه دليل و برهان شنيده اند  از صاحبان همين عقيده بوده و هيچگاه فرصت پيدا نكرده اند كه شخصا تحقيق و جستجو كنند و به تعبير قرآن كريم همه سخنان را بشنوند و آنگاه بهترين آنرا پيروي كنند،‌ اين مسلمان ارثي و مقلد، هرگاه شك و شبهه اي ديده از آن چشم پوشيده است و جرأت و شجاعت آنرا نداشته كه آنرا جدي بگيرد و حد اقل به تنهايي شروع به مطالعه و تحقيق كند، هم چنان چشمانش را بسته و هر شبهه اي را ناديده گرفته و هر نكته ضعفي را از جهالت و بي اعتقادي خود تصور كرده است ،‌شيطان هم كه در اينجا نه تنها به او كمك نمي كند كه او را به خرافات بيشتر سرگرم مي كند كه مبادا را ه فرار از عقايد فاسد و لجنزار خرافات و بدعتها را پيدا كند،  و سر انجام پس از پذيرفتن حق با آن به مبارزه بپردازد .

اما به اميد خدا نمونه هاي مفصلي را خواهيم آورد و ملاحظه خواهيد فرمود كه شجاع حقيقي كيست ؟ و چگونه مي تواند بر خودش پيروز شود نه تنها بر خود بلكه بر شيطان و بر نفس و بر اوهامي كه هر كدام بگونه اي بر او چيره شده و طلسمش كرده اند، چيره و پيروز شود، و شجاعانه به خود بگويد من ديگر ضعيف نيستم من مي توانم تصميم و اراده داشته باشم، من مي توانم خودم انتخاب كنم چرا بايد تمام عمر دنبال چرنديات و خرافات ضد دين و ضد عقل بروم؟ فردا بايد حساب پس دهم، يكه و تنها در برابر خداي بزرگ و قهار بايستم و پاسخ دهم ، مگر نه اين است كه سپس دوزخ و بهشتي است؟ مگر نه اين است كه دوزخ و بهشت چيزي جز عقيده و عمل اين جهاني نيست؟ مگر نه اين است كه بهشت و دوزخ هميشگي و جاوداني است؟ مگر نه اين است كه من آنجا تنها خواهم بود؟ مگر نه اين است كه اينهايي كه امروز مرا چاخان مي كنند و از عرق جبين و آبلة كف دست من، و از قلم و فكر و انديشة من  استفاده مي كنند فردا به دادم نخواهند رسيد؟  و هر چه آنها را صدا كنم و فرياد بزنم؛ از من فرار خواهند كرد؟ مگر نه اين است كه من در قبرم تنها خواهم بود؟  در محشر تنها خواهم ايستاد؟ در تمام مراحل محاكمه و پاسخ گويي بايد تنهاي تنها باشم؟ پس من چرا اينقدر ضعيف باشم كه نتوانم در اينجا براي خودم تصميم بگيرم سرنوشت خودم را خودم رقم بزنم؟.

پس شجاعت، پهلواني نيست در گيري با اين و آن نيست كه انسان بتواند بر دشمنان داخلي و خارجي خودش پيروز شود،گرچه به اعتباري اين نيز شجاعت است اما شجاعت حقيقي اين است كه  انسان دنباله رو ديگران نباشد نادانسته و نفهميده چيزي را نپذيرد، آخرت خود را به خاطر دنياي ديگران خراب نكند ، تحقيق كند جستجو كند حق را به هر قيمتي شده از دست ندهد ، پس آيا شما اين شجاعت را داريد ، اين جرأت و شهامت را داريد آيا شما شجاع حقيقي هستيد؟.

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 خرداد1387 توسط ابوعمر |

عاقلان دانند

عاقلان مي دانند كه انسان از اين جهان فاني در حال رفتن است هيچكس نمي داند كي و چگونه ودركجا ؟

عاقلان مي دانند كه اين جهان ،‌مهد آزمايش وميدان مسابقه است ، پيروز و رستگار و برندة حقيقي جوائز حقيقي كساني هستند كه دانسته در اين مسابقه سرنوشت ساز شركت كنند، وبهترين و بيشترين امتيازات را بدست آورند.

عاقلان مي دانند كه واحد پول رايج در اين جهان براي تأمين زندگي أخروي فقط عمل با پشتوانه ايمان است .

       عاقلان مي دانند كه ايمان و عمل ارثي و پولي و اختراعي نيست ، آنچه خداوند فرموده و پيامبرش صلي الله عليه واله وسلم اجراء نموده ايمان و عمل است.

        عاقلان مي دانند كه دين و عقيده را نمي توان بدون تلاش و زحمت بدست آورد، اگر چنين بود نمرود امپراطور، فرعون مدعي خدايي ، هامان سرمايه دار ، ابو لهب عالي نسب ،‌ أبو جهل مدعي دانش ،‌ و دانشمندان عرصه هاي مختلف علم و تكنولوژي عصر حاضر بايد مؤمن مي بودند ، اما چنين نيست .

عاقلان مي دانند كه هدايت نعمتي بسيار ارزشمند است ،‌اما انحصاراً در اختيار خداوند است ؛ حتي پيامبران و فرشتگان اختيار آنرا ندارند) إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ( (القصص:56) تو اي پيامبر نمي تواني هر كسي را بخواهي هدايت كني  اما خداوند هر كسي را بخواهد هدايت مي كند.

عاقلان مي دانند كه هر كسي بدون هدايت ،‌يعني بدون دين و عقيدة صحيح و مورد پسند خداوند از اين جهان عبور كند براي هميشه درخسران و تباهي خواهد بود لذا حتما بايد جهت حصول هدايت و عضويت دين حنيف الهي و پاي بندي به دستورات و مقرارت آن سخت تلاش كرد، كه سعادت جز در پرتو آن ميسر نيست.

عاقلان مي دانند كه ،‌اسلام به عنوان آخرين و كاملترين و امروزه يگانه دين مورد پسند و پذيرش الهي نيز از خودش اساسنامه و مرامنامه ودستور العملي دارد.

هيچكس از پيش خودش نمي تواند براي آن دستور العمل بتراشد.

عاقلان مي دانند كه وقتي ماشين آلات از خودشان كاتوليك دارند و هر شركت سازنده، چگونگي استفاده از ماشين آلاتش را بيان نموده انسان نيز كاتوليك دارد كه خداوند كه مخترع و آفريدگار و صاحب اختيار انسان است «چرا زيستن»و «چگونه زيستن» را برايش مشخص كرده است.

عاقلان مي دانند كه اگر انسان مقصد زندگي (=چرا زيستن ) و نحوه زندگي (=چگونه زيستن) خود را از خداوند بوسيله آخرين و كاملترين و امروز تنها كتاب مقبول او و بوسيله پيامبرش محمد مصطفي صلي الله عليه واله وسلم نياموزد هميشه در بدبختي خواهد ماند.

عاقلان مي دانند كه جز خود خداوند و پيامبر گرامي اش صلي الله عليه واله وسلم ديگر هيچكس نمي تواند براي انسانها سند و مدرك دين قرار بگيرد.

عاقلان مي دانند كه اگر كساني مدعي تبليغ دين شدند بايد عينا مبلغ ديني يعني بيان كنندة دين الهي طبق قرآن كريم و سنت پيامبرش -صلي الله عليه واله وسلم- بوده و خود نيز به آنچه ميگويند عامل باشند و الا از آنها پذيرفته نخواهد شد.

عاقلان مي دانند كه ميزان سنجش همه باورهاي ديني فقط قرآن كريم است  پيامبر-صلي الله عليه واله وسلم-  دراحكام توضيحاتي فرموده اند اما در بعد اعتقادات و باورهاي اساسي هرگز از پيش خودشان -جز آنچه در قرآن آمده -چيزي نفرموده اند.

عاقلان مي دانند كه آنچه بنام سنت و حديث و روايت معرفي مي شود آن بخش از اين روايات معتبر است كه با قرآن كريم و عقل سليم تعارض نداشته باشد ، و از نظر سند هم درست باشد.

عاقلان مي دانند كه هر چه دروغ و خرافات وارد عرصه دين شده از راه روايات شده است بنابر اين بايد تحقيق و جستجو كرد و ساحت مقدس دين را از خرافات پيراست.

درباره وبلاگ

این وبلاگ اصل دست رنج جوانان غیور شهرستان خواف می باشد
abuomar_khaf@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin